30 نکته برای سالم ماندن

:: 30 نکته برای سالم ماندن
30 نکته برای سالم ماندن

 

1377426517

 

 

در این بخش درباره سالم ماندن انسانها نکاتی را پبشنهاد می کنیم که بسیار موثر هستند و اگررعایت کنید  سالم می مانید و دچار بیماری نمی شوید

– هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده روى کنید و به هنگام راه رفتن، لبخند بزنید. این بهترین داروى ضدافسردگى است.

 

2-هر روز حداقل 10 دقیقه در یک مکان کاملاً ساکت و بى سر و صدا بنشینید.

3- هرگز از خوابتان نزنید. یک دستگاه ضبط فیلم بخرید و برنامه هاى تلویزیونى مورد علاقه تان که شبها دیروقت پخش مى شوند را ضبط کنید و روز بعد ببینید.

4- هر روز صبح که از خواب بلند مى شوید، جمله زیر را تکمیل کنید: «هدف امروز من ………………….. است.»

5- با این سه «الف» زندگى کنید: انرژى، اشتیاق، احساس یگانگى...............................................................................................................

در ادامه مطلب بقیه نکات را بخوانید.

منبع : رومینا قدرتی30 نکته برای سالم ماندن
برچسب ها : سالم ماندن ,برای سالم ,نکته برای

اهمیت ریکاوری کامل بعد از تمرینات!!

:: اهمیت ریکاوری کامل بعد از تمرینات!!
اهممممممیت ریکاوری کامل بعد از تمرینات :

هیچ چیز همانند تحت فشار قرار دادن بدن در زمان ریکاوری عضله‌ سازی شما را نابود نمیکند.این موضوع به هیچ وجه قابل قبول نیست.برای عضله‌ سازی شما مجبورید به سختی تمرین کنید و خود را وارد یک سطح جدید کنید.همان قدر که تمرینات شما شدید می‌باشد میزان زمان ریکاوری نیز باید کاملا با آن مطابقت داشته باشد.
هنگام تمرینات عضلات شما تجزیه میشوند و در زمان ریکاوری می‌باشد که عضلات ترمیم، حجیم تر و قویتر خواهند شد.این موضوع را همیشه در خاطر خود داشته باشید.شما در صورتی‌ که مدام بدن خود را تحت فشار قرار دهید هیچگاه نخواهید توانست افزایش حجم و قدرت داشته باشید.اگر بدن به طور مناسب ریکاوری نشود پیشرفت شما متوقف خواهد شد و بدتر از آن آسیب و پسرفت است.
@masudgodrati

منبع : رومینا قدرتیاهمیت ریکاوری کامل بعد از تمرینات!!
برچسب ها : ریکاوری ,تمرینات ,داشته ,زمان ,زمان ریکاوری ,داشته باشید ,عضله‌ سازی ,ریکاوری کامل ,فشار قرار

پا یا کفش؟!!

:: پا یا کفش؟!!

داستان آموزنده:پا یا کفش ؟!

چه روز قشنگی ! مرد به خود آمد ، نگاهی به جوان انداخت و از تعجب دهانش باز ماند! جوان خوش سیما و خنده بر لب ، پا نداشت .

داستان آموزنده:پا یا کفش ؟!

پا یا کفش ؟!

کفش هایش انگشت نما شده بود و جیبش خالی!

یک روز دل انگیز بهاری از کنار مغازه ای می گذشت ؛ مأیوسانه به کفشها نگاه می کرد و غصه ی نداشتن بر همه ی وجودش چنگ انداخته بود .

ناگاه! جوانی کنارش ایستاد ، سلام کرد و با خنده گفت :...

چه روز قشنگی ! مرد به خود آمد ، نگاهی به جوان انداخت و از تعجب دهانش باز ماند! جوان خوش سیما و خنده بر لب ، پا نداشت . پاهایش از زانو قطع بود! مرد هاج و واج ، پاسخ سلامش را داد ؛ سر شرمندگی پایین آورد و عرق کرده ، دور شد .
لحظاتی بعد ، عقل گریبانش را گرفته بود و بر او نهیب می زد که : غصه می خوردی که کفش نداری و از زندگی دلگیر بودی ؛ دیدی آن جوانمرد را که پا نداشت ؛ اما خوشخال بود از زندگی خوشنود !
 به خانه که رسید از رضایت لبریز بود...

منبع : رومینا قدرتیپا یا کفش؟!!
برچسب ها : نداشت ,خنده ,ماند جوان ,تعجب دهانش ,جوان انداخت

دلیل قانع کننده

:: دلیل قانع کننده

داستان بامزه:دلیل قانع کننده

مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است

داستان بامزه:دلیل قانع کننده

دلیل قانع کننده

مرد میانسالی وارد فروشگاه اتومبیل شد. BMW آخرین مدلی را دیده و پسندیده بود؛ پس وجه را پرداخت و سوار بر اتومبیل تندروی خود شد و از فروشگاه بیرون آمد.

قدری راند و از شتاب اتومبیل لذّت برد. وارد بزرگراه شد و قدری بر سرعت اتومبیل افزود. کروکی اتومبیل را پایین داد تا باد به صورتش بخورد و لذّت بیشتری ببرد. چند شاخ مو بر بالای سرش در تب و تاب بود و با حرکت باد به این سوی و آن سوی می‌رفت. پای را بر پدال گاز فشرد و اتومبیل گویی پرنده‌ای بود رها شده از قفس. سرعت به ١٦٠ کیلومتر در ساعت رسید.

مرد به اوج هیجان رسیده بود. نگاهی به آینه انداخت. دید اتومبیل پلیس به سرعت در پی او می‌آید و چراغ گردانش را روشن کرده و صدای آژیرش را نیز به اوج فلک رسانده است....

مرد اندکی مردّد ماند که از سرعت بکاهد یا فرار را بر قرار ترجیح دهد. لَختی اندیشید. سپس برای آن که قدرت و سرعت اتومبیلش را بیازماید یا به رخ پلیس بکشد بر سرعتش افزود. به ١٨٠ رسید و سپس ٢٠٠ را پشت سر گذاشت، از ٢٢٠ گذشت و به ٢٤٠ رسید. اتومبیل پلیس از نظر پنهان شد و او دانست که پلیس را مغلوب کرده است.

ناگهان به خود آمد و گفت، "مرا چه می‌شود که در این سنّ و سال با این سرعت می‎رانم؟ باشد که بایستم تا او بیاید و بدانم چه می‌خواهد." از سرعتش کاست و سپس در کنار جادّه منتظر ایستاد تا پلیس برسد.

اتومبیل پلیس آمد و پشت سرش توقّف کرد. افسر پلیس به سوی او آمد، نگاهی به ساعتش انداخت و گفت، "ده دقیقه دیگر وقت خدمتم تمام است. امروز جمعه است و قصد دارم برای تعطیلات چند روزی به مرخّصی بروم. سرعتت آنقدر بود که تا به حال نه دیده بودم و نه شنیده بودم. خصوصا اینکه به هشدار من توجهی نکردی و وقتی منو پشت سرت دیدی سرعتت رو بیشتر و بیشتر کرده و از دست پلیس فرار کردی. تنها اگر دلیلی قانع‌کننده داشته باشی که چرا به این سرعت می‌راندی، می‌گذارم بروی."

مرد میانسال نگاهی به افسر کرد و گفت، "می‌دونی، جناب سروان؛ سال‌ها قبل زن من با یک افسر پلیس فرار کرد. وقتی شما رو آژیر کشان پشت سرم دیدم، تصوّر کردم داری اونو برمی‌گردونی"!

افسر خندید و گفت: "روز خوبی داشته باشید، آقا" و برگشته سوار اتومبیلش شد و رفت

منبع : رومینا قدرتیدلیل قانع کننده
برچسب ها : پلیس ,سرعت ,اتومبیل ,کرده ,نگاهی ,رسید ,اتومبیل پلیس ,قانع کننده ,دلیل قانع ,صدای آژیرش ,روشن کرده

آن درخت

:: آن درخت

حکایت جالب: آن درخت

دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است

حکایت جالب: آن درخت

حکایت آن درخت

در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر مسیر او مجسم شد، و گفت:« ای عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!» عابد گفت:« نه، بریدن درخت اولویت دارد» مشاجره بالا گرفت و درگیر شدند.

عابد بر ابلیس غالب آمد و وی را بر زمین کوفت و بر سینه اش نشست. ابلیس در این میان گفت:

«دست بدار تا سخنی بگویم، تو که پیامبر نیستی و خدا بر این کار تو را مامور ننموده است، به خانه برگرد، تا هر روز دو دینار زیر بالش تو نهم؛ با یکی معاش کن و دیگری را انفاق نما و این بهتر و صوابتر از کندن آن درخت است»؛ عابد با خود گفت :« راست می گوید، یکی از آن به صدقه دهم و آن دیگر هم به معاش صرف کنم» و برگشت.

بامداد دیگر روز، دو دینار دید و بر گرفت. روز دوم دو دینار دید و برگرفت. روز سوم هیچ نبود. خشمگین شد و تبر برگرفت. باز در همان نقطه، ابلیس پیش آمد و گفت:«کجا؟» عابد گفت:«تا آن درخت برکنم»؛ گفت«دروغ است، به خدا هرگز نتوانی کند» در جنگ آمدند. ابلیس عابد را بیفکند چون گنجشکی در دست! عابد گفت: « دست بدار تا برگردم. اما بگو چرا بار اول بر تو پیروز آمدم و اینک، در چنگ تو حقیر شدم؟»

ابلیس گفت:« آن وقت تو برای خدا خشمگین بودی و خدا مرا مسخر تو کرد، که هرکس کار برای خدا کند، مرا بر او غلبه نباشد؛ ولی این بار برای دنیا و دینار خشمگین شدی، پس مغلوب من گشتی»

منبع : رومینا قدرتیآن درخت
برچسب ها : درخت ,ابلیس ,عابد ,دینار ,خشمگین ,بدار ,خانه برگرد، ,ننموده است، ,مامور ننموده ,پیامبر نیستی ,سخنی بگویم،

راه رفتن سگ روی آب

:: راه رفتن سگ روی آب

داستان زیبای راه رفتن سگ روی آب

او و دوستش شكار را شروع كردند و چند مرغابي شكار كردند. بعد به سگش دستور داد كه مرغابي هاي شكار شده را جمع كند.

راه رفتن سگ روی آب

در تمام مدت چند ساعت شكار، سگ روي آب مي دويد و مرغابي ها را جمع مي كرد.

شکارچی پرنده سگ جدیدی خریده بود، سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ میتوانست روی آب راه برود.شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شكار را شروع كردند و چند مرغابي شكار كردند. بعد به سگش دستور داد كه مرغابي هاي شكار شده را جمع كند. در تمام مدت چند ساعت شكار، سگ روي آب مي دويد و مرغابي ها را جمع مي كرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره اين سگ شگفت انگيز نظري بدهد يا اظهار تعجب كند، اما دوستش چيزي نگفت.

در راه برگشت، او از دوستش پرسيد آيا متوجه چيز عجيبي در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: آره، در واقع، متوجه چيز غيرمعمولي شدم. سگ تو نمي تواند شنا كند.!!!

نکته: بعضي از افراد هميشه به ابعاد و نكات منفي توجه دارند. روي وجوه منفي تيم هاي كاري متمركز نشويد. با توجه به جنبه هاي مثبت و نقاط قوت، در كاركنان و تيم هاي كاري ايجاد انگيزه كنيد.

منبع : رومینا قدرتیراه رفتن سگ روی آب
برچسب ها : مرغابي ,شكار ,دوستش ,كردند ,ساعت شكار، ,شكار كردند ,مرغابي شكار ,شروع كردند ,دوستش شكار

کونگ‌فو توآ از نظر سایت معتبر ویکی پدیا

:: کونگ‌فو توآ از نظر سایت معتبر ویکی پدیا
کونگ‌فو توآ یک هنر رزمی ایرانی و یکی از سبک‌های ورزش کونگ‌فو است که بر تن و روان سالم‌تر تأکید می‌کند. این ورزش با بهره‌گیری از تجربه ابراهیم میرزایی در زمینه‌های رشته‌های مختلف رزمی و جنگ‌های چریکی، در سال ۱۳۵۱ با این نام بنیان‌گذاری و پس از گذراندن مراحل آزمایشی در باشگاه سرباز (پهلوی سابق) فعالیت رسمی خود را با تأسیس دانشکده انشاء تن و روان در سال ۱۳۵۲ آغاز نموده‌است.

کونگ‌فو توآ دارای هفت مایگاه (بخش) است که به غیر از مایگاه اول که به حرکات فیزیکی و فعالیت‌های بدنی می‌پردازد، بقیه به جنبه‌های علمی، عرفانی و پزشکی در خصوص تن و روان اشاره دارد.

اصول اساسی، کونگ‌فو توآ توسط ابراهیم میرزایی در کتابی به عنوان کاراته و ذن و فیلمی به نام یم می انتشار یافته‌است.

هم‌اکنون هزاران کونگ‌فو توآ کار در ایران و چندین کشور از جمله آمریکا، کانادا، هلند، ترکیه، آذربایجان، سوریه، لبنان، پاکستان، افغانستان، سوئد، هندوستان، بلژیک ،آلمان و فرانسه فعالیت می‌نمایند.

منبع : رومینا قدرتیکونگ‌فو توآ از نظر سایت معتبر ویکی پدیا
برچسب ها : کونگ‌فو ,روان ,ابراهیم میرزایی